تفاوت دلبستگی باوابستگی

تفاوت اول
دلبستگی :رابطه ای خاص و پایدار بین ۲نفراست که بواسطه خواستن یکدیگر , آن دو به هم نزدیک می شوند و هردو تمایل دارند.
وابستگی :به رابطه ای اشاره دارد که درآن وجود یک فرد به طرف مقابلش بستگی دارد (اگر تو نباشی ,من مرده ام )
تفاوت دوم
دلبستگی :ساز و کاری طبیعی برای بقاءاست .
وابستگی :مکانیسمی مرضی است
تفاوت سوم
دلبستگی :از احساس امنیت و صمیمیت شکل می گیرد .
وابستگی :از احساس ناامنی نشات می گیرد .
تفاوت چهارم
دلبستگی : احساس تعلق وجود دارد.
وابستگی : احساس تملک و جود دارد.
تفاوت پنجم
دلبستگی :به شخص استقلال می دهد .
وابستگی :آزادی را از شخص می گیرد .
تفاوت ششم
دلبستگی :فرد را آنطور که هست می خواهیم .
وابستگی:فردرا آن چنان که می خواهیم , شکل می دهیم .
تفاوت هفتم
دلبستگی :شدت احساسات مثبت و منفی نسبت به معشوق در حد تعادل قرار دارد
وابستگی : احساسا ت شدید و غیرقابل کنترل نسبت به معشوق مشاهده می شود.
تفاوت هشتم
دلبستگی : عشق غیر مشروط است .
وابستگی :عشق مشروط است .
تفاوت نهم
دلبستگی : نوع عشق دگر خواهانه است .
وابستگی : عشق خود خود خواهانه است .
تفاوت دهم
دلبستگی: توان عشق ورزیدن به خود و دیگری
وابستگی :ناتوانی در عشق ورزیدن به خود و دیگری .
تفاوت یازدهم
دلبستگی :مشتاق رشد است
وابستگی مانع رشد است .
تفاوت دوازدهم
دلبستگی :موجب آرامش و امنیت است
وابستگی :به شکست ختم می شود .
دلبستگی : نشاط و شادمانی را با خود دارد
وابستگی : رنج و نگرانی و بیقراری را موجب می شود.
دلبستگی : زمان و مکان نمی شناسد
وابستگی : اسیر زمان و مکان است
دلبستگی : شخصیت شخص محور است
وابستگی : خود شخص محور است .
دلبستگی : خوش گمانی و اعتماد متقابل
وابستگی : زمینه حسادت و بدبینی
دلبستگی : آزادی و ایثار
وابستگی : اسارت و انحصار
دلبستگی : پایدار و ماندگار
وابستگی : ناپایدار و تا زمانیست که معشوق بهتر پیدا نشده.
دلبستگی : در این مورد عقل میتواند راهگشا باشد
وابستگی : هوس راهنمایی می کند.
به راستی عشق شما ازجنس چیست؟ دلبستگی یا وابستگی؟
برچسب‌ها: دلبستگی, وابستگی, انحصارطلبی, بدبینی, آرامش

تفاوت اول
دلبستگی :رابطه ای خاص و پایدار بین ۲نفراست که بواسطه خواستن یکدیگر , آن دو به هم نزدیک می شوند و هردو تمایل دارند.
وابستگی :به رابطه ای اشاره دارد که درآن وجود یک فرد به طرف مقابلش بستگی دارد (اگر تو نباشی ,من مرده ام )

تفاوت دوم
دلبستگی :ساز و کاری طبیعی برای بقاءاست .
وابستگی :مکانیسمی مرضی است

تفاوت سوم
دلبستگی :از احساس امنیت و صمیمیت شکل می گیرد .
وابستگی :از احساس ناامنی نشات می گیرد .

تفاوت چهارم
دلبستگی : احساس تعلق وجود دارد.
وابستگی : احساس تملک و جود دارد.

تفاوت پنجم
دلبستگی :به شخص استقلال می دهد .
وابستگی :آزادی را از شخص می گیرد .

تفاوت ششم
دلبستگی :فرد را آنطور که هست می خواهیم .
وابستگی:فردرا آن چنان که می خواهیم , شکل می دهیم .

تفاوت هفتم
دلبستگی :شدت احساسات مثبت و منفی نسبت به معشوق در حد تعادل قرار دارد
وابستگی : احساسا ت شدید و غیرقابل کنترل نسبت به معشوق مشاهده می شود.

تفاوت هشتم
دلبستگی : عشق غیر مشروط است .
وابستگی :عشق مشروط است .

تفاوت نهم
دلبستگی : نوع عشق دگر خواهانه است .
وابستگی : عشق خود خود خواهانه است .

تفاوت دهم
دلبستگی: توان عشق ورزیدن به خود و دیگری
وابستگی :ناتوانی در عشق ورزیدن به خود و دیگری .

تفاوت یازدهم
دلبستگی :مشتاق رشد است
وابستگی مانع رشد است .

تفاوت دوازدهم
دلبستگی :موجب آرامش و امنیت است
وابستگی :به شکست ختم می شود .
دلبستگی : نشاط و شادمانی را با خود دارد
وابستگی : رنج و نگرانی و بیقراری را موجب می شود.
دلبستگی : زمان و مکان نمی شناسد
وابستگی : اسیر زمان و مکان است

دلبستگی : شخصیت شخص محور است
وابستگی : خود شخص محور است .
دلبستگی : خوش گمانی و اعتماد متقابل
وابستگی : زمینه حسادت و بدبینی

دلبستگی : آزادی و ایثار
وابستگی : اسارت و انحصار

دلبستگی : پایدار و ماندگار
وابستگی : ناپایدار و تا زمانیست که معشوق بهتر پیدا نشده.
دلبستگی : در این مورد عقل میتواند راهگشا باشد
وابستگی : هوس راهنمایی می کند.

به راستی عشق شما ازجنس چیست؟ دلبستگی یا وابستگی؟
برچسب‌ها: دلبستگی, وابستگی, انحصارطلبی, بدبینی, آرامش

admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

دروغگویی در کودک

ج ژوئن 19 , 2020
گاهی نیز آرزوها در کودکان به‌صورت دروغ در می‌آید. گرچه کودک قصد دروغگویی ندارد. گاهی کودک به علت نداشتن تمرکز و توجه به محیط مسائل اشتباه می‌گوید و نباید گفت کودک دروغگو است. عامل دیگر این است که هنگامی که والدین یا اطرافیان در حضور کودک دروغ می‌گویند کودک نیز از آنها الگوبرداری کرده و می‌آموزد که دروغ بگوید. علت بعدی دروغگویی کودک فشارها و انتظارات بی‌مورد والدین است. گاهی نیز کودکان برای پنهان کردن احساسات‌شان دروغ می‌گویند. اما بر اساس تحقیقی که اخیراً توسط محققان دانشگاه شفیلد در انگلستان و محققان دانشگاه فلوریدا انجام شده است، رابطه دروغگویی کودکان و حافظه آنها مشخص شد. نتیجه این تحقیق نیز در مجله روانشناسی کودکان منتشر شده است. محققان ۱۱۴ کودک ۷-۶ ساله را مورد آزمایش قرار دادند و یک دوربین مخفی در محل آزمایش تعبیه کردند. این محققان به این نتیجه دست یافتند که کودکانی که خوب دروغ می‌گویند دارای حافظه شفاهی بهتری نسبت به کودکانی هستند که دروغ نمی‌گویند. همچنین آنها حافظه شفاهی این کودکان را با حافظه حسی آنها مقایسه کردند. حافظه شفاهی حافظه‌ای است که مشخص می‌کند کودک می‌تواند چند کلمه را به خاطر بسپارد. اما در حافظه حسی، کودک، تصاویر را به خاطر می‌سپارد. بر اساس این تحقیق کودکانی که خوب دروغ می‌گویند دارای حافظه شفاهی بهتری نسبت به دیگران هستند و این در حالی است که حافظه حسی آنها با کودکانی که دروغ نمی‌گفتند تفاوتی نداشت. در واقع دروغ گفتن در کودکان با حافظه شفاهی ارتباط تنگاتنگ دارد. در دروغ گفتن، کودک باید اطلاعات زیاد شفاهی را به خاطر بسپارد. و کودکان دروغگو باید اطلاعات زیادی را از نظر بگذرانند و در حافظه نگهداری کنند و یک داستان خوب بیافرینند. همچنین حافظه حسی در این گروه با گروه دیگری که دروغ نمی‌گفتند فرقی نداشت. در واقع دروغگویی به ثبت و حفظ ذهنی تصاویر ربطی نداشت بنابراین اطلاعات حسی چندان مهم نیست. مطالعات نشان می‌دهد فرآیندهای فکری بخصوص حافظه شفاهی در تبادلات اجتماعی نقش مهمی دارد. در دروغگویی باید فرد اطلاعاتی را که دیگران می‌دانند، دستکاری کند و آن را به ذهن بسپارد. در واقع کودکی که خوب دروغ می‌گوید نشان می‌دهد حافظه کودکانه او در موقعیت‌ها، اطلاعات پیچیده را خوب سازماندهی می‌کند. بنابراین چنین کودکانی را که دارای حافظه خوبی نسبت به همسالان خود هستند باید به راه‌های بهتری هدایت کنیم تا بتوانند از حافظه خوب خود، بهتر و در جهت مثبت استفاده کنند و از دروغگویی بر حذر باشند. همچنین می‌توان به موارد زیر نیز اشاره کرد: به‌طور کلی کودکان باید در خانه احساس آرامش کنند. بخشیدن کودکی که دروغ گفته است بسیار کمک کننده است. والدین و مربیان عملاً باید نشان دهند آماده پذیرش کودک و حتی خطاهای او هستند. به حرف‌های او گوش می‌کنند و به احساساتش احترام می‌گذارند. همچنین والدین نباید این کودکان را مورد تنبیه و سرزنش قرار دهند. به کودک باید محبت کرد، به گونه‌ای که او آن را احساس کند. وجود محبت سبب می‌شود کودک به دروغ و فریب رو نیاورد. همچنین باید به کودک آزادی داد. بسیاری از کودکان دروغ می‌گویند، زیرا والدین فرصت راستگویی را از آنان گرفته‌اند. باید به آنها گفت آزادند که مسأله خود را در میان نهند. البته باید گفت هشدار به کودک درباره دروغ نگفتن لازم و مورد نیاز است و کودکان باید بدانند دروغگویی کار نادرستی است و والدین‌شان و دیگران از آن بیزارند و او نباید این کار را انجام دهد. نکته بعدی این است که والدین از کودک انتظار نداشته باشند که همه خواسته‌های‌شان را برآورده کند تا زمینه دروغ برای کودک فراهم نشود. احساس اعتماد به والدین نیز موجب می‌شود کودک مسائل خود را با آنان در میان گذارد. همچنین متهم کردن و دروغگو خواندن کودک، کار غلطی است. مورد بعدی این است که از راه بازی با کودک می‌توان نتایج منفی دروغگویی را به او نشان داد. همچنین والدین نباید کودکشان را سؤال پیچ کرده و او را مجبور به دروغگویی کنند. در پایان باید گفت کودکان از والدین الگو می‌گیرند و می‌آموزند. بنابراین والدین باید دروغگویی را کنار بگذارند و محیط خانه را از دروغ و فریب دور سازند.

سردبیر

محسن باقری

ما عاشق 'گیلان هستیم و برای گسترش زبان گیلکی و فرهنگ اصیل گیلانی بین مردم سراسر دنیا، از سال 1399، فعالیت خود را به‌طور جدی آغاز نمودیم و همواره برای افزایش یادگیری هم زبان های عزیزمان در سراسر دنیا، تلاش میکنیم

دسترسی سریع