گاهی نیز آرزوها در کودکان به‌صورت دروغ در می‌آید. گرچه کودک قصد دروغگویی ندارد. گاهی کودک به علت نداشتن تمرکز و توجه به محیط مسائل اشتباه می‌گوید و نباید گفت کودک دروغگو است.
عامل دیگر این است که هنگامی که والدین یا اطرافیان در حضور کودک دروغ می‌گویند کودک نیز از آنها الگوبرداری کرده و می‌آموزد که دروغ بگوید. علت بعدی دروغگویی کودک فشارها و انتظارات بی‌مورد والدین است.
گاهی نیز کودکان برای پنهان کردن احساسات‌شان دروغ می‌گویند. اما بر اساس تحقیقی که اخیراً توسط محققان دانشگاه شفیلد در انگلستان و محققان دانشگاه فلوریدا انجام شده است، رابطه دروغگویی کودکان و حافظه آنها مشخص شد. نتیجه این تحقیق نیز در مجله روانشناسی کودکان منتشر شده است.
محققان ۱۱۴ کودک ۷-۶ ساله را مورد آزمایش قرار دادند و یک دوربین مخفی در محل آزمایش تعبیه کردند. این محققان به این نتیجه دست یافتند که کودکانی که خوب دروغ می‌گویند دارای حافظه شفاهی بهتری نسبت به کودکانی هستند که دروغ نمی‌گویند. همچنین آنها حافظه شفاهی این کودکان را با حافظه حسی آنها مقایسه کردند.
حافظه شفاهی حافظه‌ای است که مشخص می‌کند کودک می‌تواند چند کلمه را به خاطر بسپارد. اما در حافظه حسی، کودک، تصاویر را به خاطر می‌سپارد. بر اساس این تحقیق کودکانی که خوب دروغ می‌گویند دارای حافظه شفاهی بهتری نسبت به دیگران هستند و این در حالی است که حافظه حسی آنها با کودکانی که دروغ نمی‌گفتند تفاوتی نداشت.
در واقع دروغ گفتن در کودکان با حافظه شفاهی ارتباط تنگاتنگ دارد. در دروغ گفتن، کودک باید اطلاعات زیاد شفاهی را به خاطر بسپارد. و کودکان دروغگو باید اطلاعات زیادی را از نظر بگذرانند و در حافظه نگهداری کنند و یک داستان خوب بیافرینند. همچنین حافظه حسی در این گروه با گروه دیگری که دروغ نمی‌گفتند فرقی نداشت.
در واقع دروغگویی به ثبت و حفظ ذهنی تصاویر ربطی نداشت بنابراین اطلاعات حسی چندان مهم نیست. مطالعات نشان می‌دهد فرآیندهای فکری بخصوص حافظه شفاهی در تبادلات اجتماعی نقش مهمی دارد. در دروغگویی باید فرد اطلاعاتی را که دیگران می‌دانند، دستکاری کند و آن را به ذهن بسپارد.
در واقع کودکی که خوب دروغ می‌گوید نشان می‌دهد حافظه کودکانه او در موقعیت‌ها، اطلاعات پیچیده را خوب سازماندهی می‌کند. بنابراین چنین کودکانی را که دارای حافظه خوبی نسبت به همسالان خود هستند باید به راه‌های بهتری هدایت کنیم تا بتوانند از حافظه خوب خود، بهتر و در جهت مثبت استفاده کنند و از دروغگویی بر حذر باشند.
همچنین می‌توان به موارد زیر نیز اشاره کرد: به‌طور کلی کودکان باید در خانه احساس آرامش کنند. بخشیدن کودکی که دروغ گفته است بسیار کمک کننده است. والدین و مربیان عملاً باید نشان دهند آماده پذیرش کودک و حتی خطاهای او هستند. به حرف‌های او گوش می‌کنند و به احساساتش احترام می‌گذارند. همچنین والدین نباید این کودکان را مورد تنبیه و سرزنش قرار دهند. به کودک باید محبت کرد، به گونه‌ای که او آن را احساس کند. وجود محبت سبب می‌شود کودک به دروغ و فریب رو نیاورد.
همچنین باید به کودک آزادی داد. بسیاری از کودکان دروغ می‌گویند، زیرا والدین فرصت راستگویی را از آنان گرفته‌اند. باید به آنها گفت آزادند که مسأله خود را در میان نهند. البته باید گفت هشدار به کودک درباره دروغ نگفتن لازم و مورد نیاز است و کودکان باید بدانند دروغگویی کار نادرستی است و والدین‌شان و دیگران از آن بیزارند و او نباید این کار را انجام دهد. نکته بعدی این است که والدین از کودک انتظار نداشته باشند که همه خواسته‌های‌شان را برآورده کند تا زمینه دروغ برای کودک فراهم نشود.
احساس اعتماد به والدین نیز موجب می‌شود کودک مسائل خود را با آنان در میان گذارد. همچنین متهم کردن و دروغگو خواندن کودک، کار غلطی است. مورد بعدی این است که از راه بازی با کودک می‌توان نتایج منفی دروغگویی را به او نشان داد.
همچنین والدین نباید کودکشان را سؤال پیچ کرده و او را مجبور به دروغگویی کنند. در پایان باید گفت کودکان از والدین الگو می‌گیرند و می‌آموزند. بنابراین والدین باید دروغگویی را کنار بگذارند و محیط خانه را از دروغ و فریب دور سازند.

این احتمال وجود دارد که خون افراد جوان حاوی پروتئین هایی است که می تواند برخی از اندام ها از جمله مغز را جوان کند.
در این مطالعه، رگ های خونی دو موش پیر و جوان به هم متصل شدند تا تمام منبع خون دو حیوان مشترک شود. نتیجه نشان داد که عضلات و استخوان های آسیب دیده موش پیر نسبت به موش های پیر دیگری که این سیستم برایشان اجرا نشد، بهبود یافته بود.
در ادامه مشاهده شد که تعداد سلول های مغزی مرتبط با حافظه در موش پیر افزایش یافته است.
تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۱۴ میلادی نشان داد که تزریق پلاسمای خون موش های جوان به موش پیر به مدت سه هفته، باعث افزایش یادگیری و حافظه می شود.
محققان احتمال می دهند که علاوه بر پروتئین ها، هورمون ها و عوامل رشد نیز در این ‏فرایند نقش دارند.
در ادامه تحقیقات، پژوهشگران یک پروتئین به نام CCL11 را که در موش های پیر بسیار شایع است، وارد بدن موش های جوان کردند. حافظه موش های جوانی که این پروتئین را دریافت کردند، ضعیف شد و تعداد سلول های مغزشان کاهش یافت.
مهمترین کاربرد این مطالعه در درمان آلزایمر و بیماری های دیگر سیستم اعصاب است.
نتایج این تحقیقات در نشریه JAMA Neurology منتشر شده است.

یک مذاکره‌کننده موفق باید توانایی تحلیل مشکل را داشته باشد تا بتواند منافع هر طرف مذاکره را تعیین کند. یک تحلیل مشکل تفصیلی می‌تواند مسئله، طرفین ذینفع و نتیجه نهایی را مشخص کند. بعنوان مثال، در یک مذاکره بین کارمندان و کارفرما، نقطه موردبحث می‌تواند حقوق و مزایای کارمندان باشد. مشخص کردن مشکلات برای هر دو طرف می‌تواند دست یافتن به مصالحه را آسان‌تر کند.
آماده‌سازی
قبل از شروع مذاکره، فرد باید خود را برای جلسه آماده کند. آماده‌سازی شامل تعیین هدف، زمینه کار و جایگزین‌هایی برای اهداف مشخص‌شده می‌شود. علاوه بر این، مذاکره‌کننده‌ها باید درمورد تاریخچه روابط بین دو طرف مطالعه کرده تا بتوانند نقاط مشترک را برای دست یافتن مذاکره به نتیجه بررسی کنند.
گوش دادن فعال
مذاکره‌کننده باید بتواند به صحبت‌های طرف مقابل فعالانه گوش کند. برای این منظور باید بتواند زبان بدن و ارتباط کلامی فرد را درک کند. گوش دادن به طرف مقابل خیلی مهم است تا بتوان نقاط قابل مصالحه را در طول مذاکره پیدا کرد. یک مذاکره‌کننده خوب به جای اینکه تمام وقت مذاکره را به حرف زدن درمورد نقاط مثبت نظرات خودش بگذراند، به حرف‌های طرف مقابل گوش می‌دهد.
کنترل احساسی
خیلی مهم است که مذاکره‌کننده توانایی کنترل احساسات خود را در طول مذاکره داشته باشد. بااینکه یک مذاکره طولانی ممکن است خسته‌کننده شود، اگر اجازه دهید کنترل احساساتتان از دستتان خارج شود، ممکن است نتایج تاسف‌باری رقم بخورد. بعنوان مثال، رئیسی که از جلو نرفتن مذاکره درمورد حقوق و مزایای کارمندان، خسته شده است، ممکن است برای پایان گرفتن مذاکره به چیزی بالاتر از میزان موردقبول برای سازمان رضایت دهد. از طرف دیگر، کارمندانی که به دنبال افزایش حقوق خود هستند، اگر احساسی برخورد کرده و با رئیس وارد مصالحه شوند و رویکرد همه چیز یا هیچ‌چیز را بپذیرند که ارتباط بین دو طرف را از بین می‌برد.
ارتباط کلامی
مذاکره‌‌کننده باید توانایی ارتباط واضح و موثر با طرف دیگر را حین مذاکره داشته باشد. اگر مذاکره‌کننده نتواند منظور خود را به روشنی مطرح کند، ممکن است ایجاد سوءتفاهم شود.
همکاری و کار گروهی
مذاکره کاری فردی نیست. کسانیکه می‌خواهند به خوبی مذاکره کنند باید مهارت کار کردن در گروه و ایجاد فضای همکاری در طول مذاکره را داشته باشند. دو طرف مذاکره باید با همکاری همدیگر به نتیجه موردنظر برسند.
حل مشکل
کسانیکه مهارت مذاکره کردن دارند، می‌توانند برای یک مشکل، راه‌حل‌های مختلف پیدا کنند. این افراد به جای اینکه فقط به فکر هدف نهایی خود برای مذاکره باشد، می‌تواند روی حل مشکل متمرکز شود که به نفع هر دو طرف مذاکره تمام خواهد شد.
توانایی تصمیم‌گیری
کسانیکه مهارت‌های مذاکره خوبی دارند می‌توانند در طول مذاکره قاطعانه عمل کنند. داشتن قطعیت برای رسیدن به مصالحه بین طرفین اهمیت زیادی دارد.
مهارت‌های میان‌فردی
برای مذاکره موفق و موثر، فرد باید برای حفظ ارتباط کاری خوب با طرف مقابل مذاکره، مهارت‌های میان‌فردی را بداند. کسانیکه صبور بوده و می‌توانند بدون مجبور کردن دیگران آنها را به چیزی ترغیب کنند، می‌توانند در یک مذاکره سخت، فضایی مثبت ایجاد کنند.
اخلاق و اعتماد‌پذیری
استانداردهای اخلاقی و قابلیت‌اعتماد در فرد محیط را برای مذاکره مطمئن و مورداعتمادتر می‌کند. هر دو طرف مذاکره باید اعتماد کنند که طرف دیگر به قول و قرارهای خود عمل خواهد کرد. فرد باید برای اجرای وعده‌های خود بعد از رسیدن مذاکره به نتیجه، مهارت کافی داشته باشد.

پژوهش محققان کره‌ای نشان می‌دهد ترکیب استفاده از ضد افسردگی‌ها و مسکن‌ها می‌تواند به محض شروع درمان، منجر به افزایش خطر خونریزی شود.
به گزارش ساینس‌دیلی، محققان در این تحقیق، خطر خونریزی را در بیماران مصرف‌کننده ضدافسردگی‌ها به همراه یا بدون استفاده از داروهای غیراستروئیدی ضد التهابی (NSAID) مورد بررسی قرار دادند.
محققان متوجه شدند که استفاده از ضد افسردگی‌ها همراه با NSAIDها خطر خونریزی را در مقایسه با مصرف ضدافسردگی‌ها به تنهایی، به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.
محققان هیچ تفاوت معناداری را در خطر خونریزی بین انواع گوناگون داروهای ضدافسردگی پیدا نکردند.
علاوه بر این، مرد بودن، شایع‌ترین عامل برای افزایش خطر خونریزی در درمان ترکیبی عنوان شد.
در واقع، اضافه کردن NSAIDها به ضد افسردگی‌ها خطر خونریزی داخل جمجمه را ۳۰ روز پس از آغاز درمان و به ویژه در مردان افزایش می‌دهد.
این پژوهش در مجله BMJ منتشر شده است.

نشانه های یک عاشق واقعی
او به شما آزادی لازم را می دهد و هیچگاه شما را مجبور به کاری که دوست ندارید، نمی کند.
• تمام دوستان او شما را می شناسند و زمانی که ملاقات شان می کنید، در مورد شخصیت و محل کار و علاقمندی هایتان اطلاع دارند زیرا شریک زندگی تان همیشه از شما پیش آنها سخن می گوید.
• او شما را به خانواده اش معرفی کرده است یا به زودی قصد آن را دارد.
• او برای گفتن «صبح بخیر» و «شب بخیر» به شما پیغام می دهد.
• او تمام حالات شما را تحسین می کند، به عنوان مثال: «تو زیباترین لبخند دنیا را داری!»
• او شما را بدون هیچ منتی در اولویت کارهایش قرار می دهد. به عنوان مثال تماشای بازی فوتبال تیم مورد علاقه اش را از دست می دهد تا با شما به میهمانی دوست تان آید.
• زمانی که مرد دیگری به شما نزدیک می شود، او در آن واحد هم به خود مغرور می شود که تنها قهرمان زندگی شما است و هم حسادت می کند.
• او در مورد آینده با شما برنامه ریزی می کند. به عنوان مثال «تابستان آینده باید … را انجام دهیم.»
• او همیشه آخرین لقمه خوشمزه غذایش را برای شما نگه می دارد.
• او می خواهد که شما هم زیر کارت پستالی که برای مادرتان خریده است را امضا کنید یا چیزی بنویسید.
نشانه های یک عاشق واقعی
• هنگامی که شما در رختخواب هستید و در ناحیه ای از بدن خود احساس درد می کنید، او برای خرید مسکن به داروخانه می رود.
• تمام انگیزه ای که او برای ادامه راهش احتیاج دارد، لبخند شما است. در این صورت هیچ چیز نمی تواند جلوی عشق و دیوانگی او را بگیرد.
• فرقی نمی کند که او برای یک میهمانی بزرگ حاضر می شود یا یک قرار ملاقات کوچک، همیشه نظر شما را درباره لباس هایی که به تن می کند، می پرسد.
• آیا دل تان پیش آن لباس یا خوراکی که در خیابان از کنارش رد شده اید، گیر کرده است؟ نگران نباشید، شریک زندگی تان آن را برای شما خریده است.
• او حتی از دنیای مجازی هم عشق خود را به شما نشان می دهد و هر چند وقت یک بار پیامی که موجب لبخندتان شود، برایتان ارسال می کند.
• هنگامی که او با شما است، به گوشی خود اهمیتی نمی دهد.
• او برای خنداندن شما، نه به هدف طعنه و کنایه، سر به سرتان می گذارد.
• او تمام چیزهایی که شما به او داده اید را نگه داشته است، حتی پاپیونی را که دور اولین هدیه شما به او پیچیده بود.
• او موفقیت های شما را برای دیگران بازگو و به آن افتخار می کند.
• او هر روز به شما می گوید: «دوستت دارم» و شما بی هیچ تردیدی باورش دارید.

قبل از هرچیز باید بگویم وجود “تضاد” دلیل بیماری روانی و وجود حالات عصبی نیست.گاهی تمایلات ٬احتیاجات و اعتقادات ما با هم و یا با دیگران برخورد می کنند و ایجاد تضادهای می نمایند.این تضادها متداول و اجتناب ناپذیر است. انسان ناچار است دایما زحمت انتخاب کردن و تصمیم گرفتن به خود بدهد و این امر در او تضادهایی ایجاد می کند مثلا انسان اغلب مجبور می شود بین تمایلات متضاد یکی را انتخاب کند.
اگر تمدنی قوام گرفته و به سنن موجود خود پایبند باشد شخص کمتر مواجه با مسایل متضاد می گردد زیرا هر آن خود را در برابر مسایل تازه ای نمی بیند تا مجبور به انتخاب گردد.
نوع دیگر از تضادها که موضوع اصلی این مقاله است “تضاد عصبی” می باشد.
حالا ببینیم تفاوت این دو نوع در چیست:تفاوت ابتدا در شدت و ضعف آنها است.ولی رفته رفته همین اختلاف در شدت و ضعف اثرات و عواقب وخامت آمیزی به بار می آورد.همین شدت و وخامت ٬شخص را چنان ضعیف و درمانده می سازد که به صورت انسانی بیچاره و عاجز در می آید و قدرت مبارزه با تضادهایی که در او بوجود آمده از او سلب می شود و چون نمی تواند آنها را از بین ببرد می کوشد تا به یک طریقی با آنها مماشات و مدارا کند که این برخورد با تضادها به نوبه خود بر شدت تضادهای او می افزایند و در نتیجه حل واقعی آنها را دشوارتر می نمایند.
یکی دیگر از خصوصیات تضادهای عصبی ٬که از شدید بودن و دردناک بودن آنها ناشی می گردد٬این است که شخص سعی می کند آنها را نبیند .اصرار دارد به اینکه نسبت به تضادهای روانی خود کور و بی خبر بماند.
یکی دیگر از نتایج و اثرات “تضادهای عصبی”شدید این است که در مواردی که شخص بوجود تضادها مجملا پی ببرد باز قادر نخواهد بود آزادانه و به میل واقعی خود تصمیم قاطعی بگیرد و مطابق عقل و منطق و اراده به یکی عمل کند و از سایر شقوق مسئله متضادی که با آن مواجه است چشم بپوشد.در واقع تمایلات و احساسات و عواطف شخص عصبی دارای یک قوه و نیروی آمر و اجباری هستند و شخص به هریک از شقوق موضوع متضاد عمل کند٬از روی اجبار و بی اختیاری است.
آخرین تفاوت این دو نوع تضاد هم مربوط به معالجه آنهاست.تضادهای معمولی را می توان با مختصر کمک و راهنمایی متخصص روانکاوی یا به وسیله خودشناسی می توان از بین برد در صورتیکه تضادهای عصبی را به دلیل آنکه ریشه ای عمیق و معمولا پیچیده و مخفی دارند فقط پس از سال ها روانکاوی و خودشناسی می توان برطرف کرد.
شناختن تضادهای عصبی به یک شکل واضح و بدون ابهام کار مشکلی است.زیرا ۱:خود شخص از وجود تضادها بی خبر است و فقط رنج های ناشی از آنها را حس می کند بدون اینکه بداند علت واقعی آنها چیست.۲:شخص عصبی بدون اینکه خود بداند اصرار عجیبی دارد به اینکه آنها را نبیند و وجودشان را انکار کند.۳:و چگونه می توان آنها را به ضمیر آگاه بیمار منتقل نمود که کمترین آزار را ببیند و دچار کمترین حساسیت بشود.
تناقض در رفتار ٬بی تصمیمی ٬تردید٬تنبلی٬ناامیدی٬میل اجباری به کناره گیری از مردم٬عدم ابراز وجود٬احساس حقارت ٬دشمنی وکینه توزی ٬خجالت و…نشانه و علامت وجود تضادهای عمیق روانی است.در حقیقت هر نوع عارضه عصبی یا بروز بیماری روانی حاکی از وجود نوعی تضاد درونی پنهان است.
مهمترین علامت تضادهای درونی تناقض و عدم هماهنگی در رفتارها٬حالت ها٬احساسات و تمایلات شخص است.
بر خلاف گفته قبلی ٬گاهی به نظر می رسد که شخص تضادهای خود را احساس می کند و بر آنها آگاهی دارد مثلا نمی داند که با این زن ازدواج کند بهتر است یا با دیگری .باید توجه داشت که آنچه او فعلا تضاد و کشمکش احساس می کند خود عارضه و نتیجه تضادی عمیق تر است که شخص از وجود آنها بی خبر است.
در بعضی موارد تضادهای درونی ممکن است “تعکیس”گردند.در این صورت شخص در قسمت آگاه ذهنش تضاد را ناشی از رابطه ناهنجار و ناسازگار اطرافیانش با خود احساس کند.مثلا شخص امین و درستکار از دوست صمیمی اش دزدی می کند ولی برای اینکه منشا این تضاد را در خود نداند می کوشد تا علت آنرا عواملی غیر از خودش قلمداد کند مثلا می گوید این دوست در حق من بی انصافی و اجحاف کرده است.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۳۷ توسط حسین روزبهانی |

رسیدن به ارگاسم در زنان به طور کلی در متون تخصصی به این صورت تعریف می شود،انقباض شدید ماهیچه ای در طی رابطه جنسی که به همراه تغییر در برخی علایم بدنی مانند تغییر در ضربان قلب، تغییر در فشار خون و تغییر در عمق و نرخ تنفس می باشد.
برخی دیگر ازمحققان در تعریف ارگاسم سعی دارند جنسیت را مجزا کنند و آن را این گونه تعریف می کنند:
عبارتست از اوج لذت جنسی و رها شدن تنش های جنسی.
ارگاسم در مردان با احساس ذهنی غیر قابل اجتناب بودن انزال شروع شده و با بروز انزال پایان می یابد. اما ارگاسم در زنان با انقباض مجرای واژینال همراه است؛ تغییرات دیگری در ارگاسم زنان ،چون حرکات غیر ارادی و ارادی عضلانی، زیاد شدن فشار خون و افزایش تعداد ضربان قلب نیز در این مرحله روی می دهد.
ارگاسم در زنان به دو گونه است :
در حال حاضر بحث ارگاسم در زنان تبدیل به یک مساله پیچیده در زناشویی شده است. برخی معتقدند ارگاسم در زنان دو شکل دارد:
ارگاسم در زنان به دو صورت ارگاسم کلوتیرال و ارگاسم واژینال است.
مفهوم ارگاسم واژینال در زنان موضوعی است که نخستین بار توسط زیگموند فروید مطرح گردید.
وی معتقد بود که ارگاسم کلوتیرال پدیده ای مختص دوران نوجوانی و مصادف با رسیدن به سن بلوغ است ولی در زنان بالغ این ارگاسم کلیتورال به ارگاسم واژینال تبدیل می گردد یعنی ارگاسمی که بدون تحریک ناحیه کلیتوریس رخ می دهد.
در حالیکه فروید در مورد اظهاراتش هیچ دلیل و مدرک علمی نداشت اما این نظریه قابل تامل بوده و در اذهان زنان ، تاثیرات خاص خود را گذاشته بود.
بسیاری از زنان وقتی از تماس زناشویی واژینال به مرحله ارگاسم نمی رسیدند احساس نقص و کمبود می کردند چرا که مطابق با نظریه فروید تنها راه به ارگاسم رسیدن زنان از طریق رابطه زناشویی کلاسیکی است که با همسرش دارد و این طرز فکر موجب می شد که زوجین برای ایجاد تغییر در کیفیت و کمیت ارتباط زناشویی خود تلاشی به خرج ندهند.این در حالیست که بسیاری از زنان تنها می توانند از طریق ایجاد تحریکات ناحیه کلیتوریس در هنگام رابطه زناشویی به ارگاسم برسند.
از طرف دیگر در سال ۱۹۶۶مسترز و جانسون در زمینه مراحل تحریک جنسی، تحقیقاتی را انجام دادند که این تحقیقات بر روی زنان و مردان(توامان) صورت گرفت. هر چند که چند سال قبل، کینزی سعی نموده بود مراحل فیزیولوژیک قبل و بعد از ارگاسم را مورد بررسی قرار دهد(این مراحل عبارت بودند از: مرحله پیدایش انگیزش، پلاتو، ارگاسم و مرحله فرو نشینی).
مسترز و جانسون در طی مطالعات خود مشاهده کردند که مرحله ارگاسم می تواند شامل ارگاسم کلیتورال و یا ارگاسم واژینال باشد.
همچنین پژوهشهای دیگری در همین زمینه نشان داد که بافت ناحیه کلیتورال به مقدار قابل توجهی به داخل ناحیه واژینال ادامه پیدا کرده است. این مطالعات این مساله را به اثبات رساند که بین ارگاسم واژینال و کلیتورال تفاوتی وجود نداشته و آنها دو فاز متفاوت از هم نیستند.
لذا ارگاسم در زنان به این صورت است که برخی از زنان با تحریک ناحیه کلیتوریس و برخی دیگر با تحریک ناحیه واژینال به مرحله ارگاسم می رسند.
اما در هر حال ارگاسم در هر دو دسته این زنان یک مفهوم دارد. حتی برخی معتقدند این ارتباط میان ناحیه واژینال و کلیتورال باعث شده که ناحیه کلیتورال پایه ای برای ارگاسم زنان به شمار آید. همچنین یکی از مهمترین پژوهشهایی که در این زمینه توسط دکتر هلن کانل صورت گرفته عنوان می کند که ارتباط داخلی که میان کلیتوریس و واژینال وجود دارد، منشا احساس ارگاسمی است که زنان آن را در طی رابطه زناشویی حس می کنند.
با این فرض که در اثر مقاربت در رابطه جنسی، سطح داخلی بافت کلیتوریس تحریک شود. این محقق معتقد است که دیواره واژن همان کلیتوریس است. ضمنا در برخی از زنان ناحیه کلیتوریس وسیع تر بوده و لذا شدت تحریک این دسته از زنان باید شدید تر از سایرین باشد یعنی این دسته از زنان نیاز دارند تا در هنگام ارتباط زناشویی با همسرشان، برای رسیدن به مرحله ارگاسم بیشتر مورد تحریک قرار گیرند. این در حالیست که زنانی با بافت طبیعی و معمولی نیازی به تحریکات شدید تر و بیشتر ندارند. شناخت این مساله در بهبود کیفیت رابطه زناشویی در زوجین کمک شایان توجهی خواهد کرد.
مدت زمان ارگاسم در زنان:
تخمین زده می شود که به طور کلی ارگاسم در زنان حدود بیست ثانیه به طول می انجامد که شامل انقباضات ماهیچه ای در ناحیه لگن، واژینال، رحم و .. است. البته ارگاسم در زنان در برخی دیگر خیلی زود شروع شده و خاتمه می یابد(یعنی زمان کلی ارگاسم زنان در برخی تنها در حدود یک ثانیه است در حالیکه این ارگاسم در همین یک ثانیه ابتدا شدتش خیلی زیاد است و بعد کاهش می یابد.
در برخی از لحظات این انقباضات منظم و متوالی ، توام با لرزشهای نامنظم خواهد بود ولی در موارد دیگر وقتی زنان احساس ارگاسم می کنند این احساس با انقباضات لگنی و … توام نمی باشد. این مساله نشان می دهد که کیفیت و احساس ارگاسم در زنان مختلف می تواند به شکلهای مختلف خود را نشان دهد و ارایه یک نسخه واحد در مورد ارگاسم زنان برای همه منطقی به نظر نمی رسد.

تفاوت در میزان یا شکل ارگاسم در زنان :
همانطور که در قسمت قبل بیان شد ارگاسم حاصل انقباض هایی غیر ارادی در ماهیچه ها می باشد که این انقباض ها در زنان در یک سوم بیرونی مهبل و در مردان در ماهیچه های لگنچه صورت می گیرد.
ارگاسم در زنان به شکلهای مختلفی صورت میگیرد زنان تجربه ی ارگاسم خود را به شکل های مختلفی بیان می کنند، برخی می گویند که ارگاسم مانند یک عطسه بزرگ می باشد و برخی هم آن را همچون صعود به یک قله ی بلند بیان می کنند.
برخی ها ارگاسم را فقط در اندامهای جنسی خود و برخی دیگر در سایر اعضای بدنشان احساس می نمایند. وقتی زنان به ارگاسم می رسند، بدن آنها قدری به هم جمع شده و ماهیچه هایشان جنب و جوش پیدا می کند. همچنین ماهیچه های دیواره ی مهبل به همراه ماهیچه های لگنچه و مخرج با ریتم منظمی منقبض می شوند. بر خلاف مردان که پس از ارگاسم، تمایل جنسی آنها دقایقی کاهش یافته و نعوظ آنها کاهش می یابد، هنگامی که زنان وارد مرحله ی آرامش شده و انقباض ماهیچه ها در آنها کاهش می یابد، آنها می توانند به سرعت و مجدداً به مرحله تداوم لذت بازگشته و آمیزش دوباره را از همانجا شروع نمایند.
بسیاری از زوجین تصور می کنند که ارگاسم در زنان مانند مردان به هنگام دخول ایجاد می شود و نیازی به تحریک کلیتوریس نیست. به همین دلیل دیده می شود که بسیاری از زنان در آمیزش های خود به ارگاسم نمی رسند و حتی ارگاسم را با دیگر حالات چرخه ی واکنش جنسی، به ویژه تداوم لذت، اشتباه می گیرند. اما باید گفت که اندام اصلی ارگاسمی زنان کلیتوریس است و معمولاً زنان از تحریک های مهبلی به ارگاسم نمی رسند.
زنان باید به ارگاسم رسیدن را یاد بگیرند:
ارگاسم در زنـان یـک واکنش طبیعی جنسی است که تا کنون به صورت معمایی سربسته باقی مانده است. به اوج نرسیدن در حین عمل جنسی میتواند سرمنشا مشکلات فراوانی باشد. ثابت شده که ریشه بسیاری از مشکلات زناشویی در این مسئله میباشد.
ارگاسم در زنان از فرآیند پیچیده تری نسبت به مردان برخوردار است و به همین دلیل زمانی بیشتر می برد تا زنان به ارگاسم برسد.
ارگاسم در زنان دارای یک روند برای تخلیه است به طوری که زمان خاصی برای بوجود آمدن آن نمی توان مشخص کرد. حدود ۱۰ درصد از زنان به ارگاسم نمی رسند یا ارگاسم آنان از طریق خود ارضایی می باشد یادگیری به ارگاسم رسیدن زنان به یک امر مهم و ضروری برای بقای زندگی زناشویی تبدیل شده است.
زن و شوهر با کسب مهارت باید بدانند که چگونه می توانند به ارگاسم مطلوب برسند. که در این میان مردان وظیفه سنگین تری دارند و بایستی با کسب مهارت در به ارگاسم رسیدن رسیدن و لذت جنسی به همسرشان کمک کنند و همچنین همسر نسبت به شوهر این وظیفه را انجام دهد.ارگاسم در مردان صرفاً با تحریکات بدنی و تماس ایجاد می شود. در حالیکه این پدیده در خانم ها بسیار پیچیده تر بوده و تا حد بسیار زیادی به شرایط روحی و ارتباط عاطفی طرفین بستگی دارد.
به ارگاسم نرسیدن زنان می تواند به دلیل بی علاقگی، اضطراب و شرایط روحی نامناسب و مقاربت به روش نادرست باشد و بعلاوه برای بعضی خانم ها این الزام وجود ندارد که با هر مقاربت الزاماً به ارگاسم برسد.
شاید یکی از راههای زیر گره گشای مشکل شما باشد:
۱-اکثر زنان به اشتباه تصور می کنند که در طول رابطه جنسی آرامش بسیار مهم است اما آنها از این نکته غافل هستند که تنش هم در طول رابطه جنسی بسیار مهم و عامل رسیدن به ارگاسم است.زنان باید یاد بگیرند که تمام عضلات آنها ساق پا ؛شکم، باسن و… دررسیدن به ارگاسم درگیر می شوند.اکثر زنان می گویند هنگام ارگاسم انقباض در لگن را احساس می کنند.
***********************************************
۲-اکثر زنان رابطه جنسی ذهن فعالی دارند و نمی توانند آن را بر این فعالیت متمرکز کنند. فکرهایی که تمام مغز را اشغال می کنند و به جای تحریک و تشویق جنسی منجر به واپس زدگی میل جنسی می شود.سعی کنید ذهن خود را از تمامی مسائل خالی کنید و در این لحظه فقط به همین مسئله بیندیشید.
***********************************************
۳-در موارد بغرنج تر برای درمان حتما به یک پزشک مراجعه کنید و با استفاده از داروهایی تجویز شده زندگی زناشویی خود را انجات دهید تجویز پزشک در بیشتر مواقع می تواند مشکل را برطرف کند.
***********************************************
چگونه همسر خود را آماده نماییم ؟
در ارتباط زناشویی ،زن و مرد هر دو برای رسیدن به ارگاسم باید همکاری کنند. نیازهای یکدیگر را برطرف نمایند. در خیلی مواقع بیشتر به نقش زنان پرداخته شده در حالی که مردان با رفتار درست خود در رابطه ی زناشویی می توانند باعث شوند همسرشان احساس لذت بیشتری کرده و شریک جنسی مناسب تری گردد.
ملاعبه کردن یکی از راههای به ارگاسم رسیدن زنان:
ملاعبه یعنی: بازی کردن در روابط جنسی به معنای بازی با اعضای جنسی زن می باشد.

تحریک جنسی زن قبل از دخول، امر لازمی است. همه زنان، نقطه تحریک جنسی ویژه ای دارد. یکی از نوازش ملایم سینه ها خوشش می آید، دیگری از آغوش و تنگ در بغل گرفتن . لمس اعضای تناسلی (فرج ومهبل) نیز در برخی دیگر محرک عمل است .هر مردی باید نقاط شهوی ویژه زن خود را یافته، قبل از دخول به نوازش آنها بپردازد. برخی اعمال و تماس زود گذر دهانی تناسلی مثل بوسه اندام های آمیزشی یکدیگر نیز طبیعی به حساب می آید. برخی زنها از عوامل روانی بیشتر از ملامسه و تحریکات فیزیکی لذت می برند. بیان جملات عشقی و تعریف از زیبایی واظهار علاقه بیش از حد سبب آمادگی جنسی برخی از ایشان می شود.
ارگاسم در زنان یا به عبارتی انزال هر زنی مستلزم شراط خاصی است. گاهی مستلزم کارهایی که به ظاهر بی معنا وخنده آور جلوه می کند؛ امّا تا جایی که ممکن است وممنوعیتی از جهت شرعی واخلاقی ندارد، باید در تأمین آن ها کوشید تا به ارگاسم رسیدن زنان کمک کند.
نقاط حساس بدن ، نقاطی هستند که به تحریک های دستی و نوازش ها به شدت واکنش نشان می دهند. علاوه بر سینه ها و اندام های جنسی که حساسترین اندام های بدن می باشد، لاله گوش، پشت گردن، زیر بغل، انگشتان و دستها، باسن و قسمتهای داخلی رانها، اطراف مخرج، پشت زانوها، مچ پا و ساقها، کف وانگشتان پا نیز دیگر اندام های حساس بدن را تشکیل می دهند. باید این قسمت ها را به آرامی نوازش و تحریک کنید. نوازش قسمت های مذکور قبل و در طول آمیزش، می تواند شما را برای شروع نزدیکی کاملاً آماده نماید‌.
در این مرحله (آمادگی)، در صورتی که نقاط شهوی و محرک جنسی زن نیز به وسیله شوهر او خوب تحریک شده باشد، از ابتدا و قبل از دخول، غدد برتلن وغدد اسکن شروع به ترشح می کنند که در تمام مراحل جماع ادامه دارد. این ترشحات باعث سهولت دخول آلت در مرحله بعدی می گردد‌.
حواسی چون حس دیداری و حس بساوایی در این مرحله نقشی غیر قابل انکار دارند. به زبان دیگر، مهارت های پیشنوازی جنسی زوجین در این مرحله کار آرایی محسوس دارد. طرفین باید با اعمال کردن مهارتهای مقاربتی خویش هر چه بیشتر طرف ارتباطی خود را تحریک کنند. این تحریکات نهایتاً سبب تقویت میل جنسی شده و سرانجام زوجین در آستانه مرحله سوم (ارگاسم ) قرار می گیرند. مرد کاردان و با تجربه به کسی گفته می شود که ارگاسم خود را مهار کرده و آن را با اوج لذت جنسی زن هماهنگ سازد

برای درمان زودانزالی مردان رعایت موارد زیر توصیه می شود: اگر از مطلب خاصی دچار اضطراب می شوید بهتر است قبل از هر کاری به رفع علت اضطراب بپردازید .
– زیرا اضطراب از هر موضوعی به از دست دادن کنترل و تسلط بر اعصاب و وضیت روانی منجر می شود.
پیش از ارتباط جنسی، مرد حتما باید با تحریک بدنی همسرش، زن را آماده کند.
– زیرا زنها برای رسیدن به اوج لذت به مدت زمان بیشتری نیاز دارند. این کار باعث کاهش زودانزالی نیز خواهد شد
اگر دچار زودانزالی هستید، به خاطر داشته باشید که هیچ راهی بهتر از مشاوره با پزشکان آگاه و مجرب نمیتواند زندگی زناشویی شما را نجات دهد.
– با مراجعه به پزشک میتوانید از داروهای مناسبی در این زمینه نیز استفاده کنید.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۲۳ توسط حسین روزبهانی |

درد سینه یا ماستالژیا مشکل شایعی بین خانم هاست.
به طوری که از هر ۱۰ خانم ۷ نفر در طول زندگی آن را تجربه می کنند.
در واقع در حدود ۱۰ درصد از زنان درد متوسط تا شدید سینه را در حدود ۵ روز از ماه تجربه می کنند و در برخی موارد در سرتاسر دوران قاعدگی درد شدیدی وجود دارد.

زنانی که یائسه شده اند نیز ممکن است دچار درد سینه شوند البته این علائم بیشتر در زنان جوانتر و حوالی یائسگی رخ می دهند.
اگر درد سینه شدید باشد،می تواند زندگی فرد و فعالیت روزانه را تحت تاثیر قرار دهد. اینکه درد سینه به تنهایی،نشان دهنده ی سرطان سینه باشد اتفاق نادری است وتنها در ۲ تا ۷ درصد از زنان درد سینه ممکن است نشانه سرطان باشد.اما اگر شما درد غیر قابل توجیهی دارید که زندگی شما را مختل کرده و یا اگر به هر دلیلی در مورد سرطان سینه نگران هستید به پزشک مراجعه کنید تا مشکل شما بررسی شود.

علت درد سینه چیست؟

بیشتر موارد تعیین علت دقیق درد سینه امکان پذیر نیست.
اما علل احتمالی شامل این موارد هستند:

هورمونها:
درد سینه اگر به صورت دوره ای باشد و با قاعدگی ارتباط داشته باشد احتمالا با هورمونهای جنسی مرتبط است.کاهش یا از بین رفتن این نوع درد با بارداری یا یائسگی نشان می دهد که احتمالا هورمونها در این مورد نقش دارند.به هر حال مطالعات تا کنون نتوانسته اند اختلال هورمونی خاصی را شناسایی کنند که عامل قطعی ایجاد درد دوره ای سینه ها باشد.

عوامل ساختاری:
مشکلات آناتومیکی و ساختاری در سینه ها می تواند موجب ایجاد درد شود که در بیشتر موارد این دردها غیر دوره ای هستند.اختلالاتی مانند کیست ها،ضربه ها و آسیب دیدگیها و جراحیها ی قبلی می توانند موجب بروز درد شوند.علت این نوع دردها معمولا خارج از بافت سینه است.مثلا ممکن است علت ایجاد درد،اختلالی دردیواره ی قفسه سینه،عضلات، مفاصل،قلب و یا نواحی دیگر باشد که به علت انتشار درد به این نحو احساس شود. کشیدگی عضلات سینه و آسیبهای مفصلی نیز می توانند موجب چنین دردهایی شود.

اختلال در تعادل اسید چرب:
اختلال در تعادل اسید های چرب در داخل سلولها ممکن است حساسیت بافت سینه ها را به هورمونها افزایش دهد.این نظریه بر این اساس ارائه شد که در مواردی مصرف مکملهای حاوی گاما لینولئیک اسید موجب کاهش درد می شود.این ماده یک نوع اسید چرب است.به نظر می رسد گاما لینولئیک اسید موجب تعادل اسید های چرب شده و حساسیت بافت سینه به هورمونها را کاهش می دهد.
داروها :
مصرف برخی داروهای هورمونی،داروهای درمان ناباروری و داروهای خوراکی جلوگیری از بارداری ممکن است با درد سینه مرتبط باشند.در اثر درمان با استروژن و پروژسترون ممکن است بافت سینه حساس و دردناک شود.ممکن است علت ایجاد درد سینه در خانمهای یائسه درمانهای هورمونی باشد. همچنین گزارشهای از درد سینه ی مرتبط با مصرف داروهای ضد افسردگی مانند داروهای مهار کننده بازجذب سروتونین مثل فلوکستین و سرترالین وجود دارد.

اندازه ی سینه:
زنانی که اندازه ی سینه ی بزرگی دارند ممکن است دردهای غیر دوره ای را تجربه کنند.این نوع درد مکن است همراه با دردهای گردن،شانه و پشت باشد.مطالعات نشان می دهد که اگر عامل درد سینه بزرگی آنها باشد جراحی برای کاهش اندازه سینه می تواند علام را تخفیف دهد.البته جراحی سینه خود می تواند منجر به دردهای بعدی در سینه شود.

علائم:
درد سینه معمولا به صورت دوره ای یا غیر دوره ایست.هر نوع از این دردها ویژگیهای مخصوص خود را دارند.
ویژگی دردهای دوره ای:
* ارتباط واضحی با دوره های قاعدگی دارد.
* احساس ناراحتی مبهم،احساس سنگینی یا درد وجود دارد.
* معمولا با تورم یا توده همراهی دارد.
* معمولا درد دو طرفه است و و بیشتر در قسمتهای فوقانی خارجی سینه احساس می شود که به زیر بغل تیر می کشد.
* درد معمولا طی دو هفته نزدیک به شروع قاعدگی شدیدتر می شود و پس از آن تخفیف می یابد.
*معمولا زنانی که در سنین پیش از یائسگی هستند را در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی د رگیر می کند و همچنین زنانی که به حوالی یائسگی می رسند را در حوالی سن چهل سالگی تحت تاثیر قرار میدهد.

ویژگی دردهای غیر دوره ای :
* به دوره ی قاعدگی ارتباطی ندارد.
* درد به صورت فشارنده و یا سوزشی احساس می شود.
* ممکن است درد پایدار یا متناوب باشد.
* معمولا یکطرفه است و ناحیه مشخصی را درگیر می کند و ممکن است به بقیه ی نقاط سینه انتشار پیدا کند.
* معمولا زنان یائسه را تحت تاثیر قرار می دهد و اکثر افراد در سنین ۴۰ تا ۵۰ سالگی قرار دارند.

ارزیابی درد سینه شامل چه مراحلی است؟
معاینه:
معاینه کلینیکی توسط پزشک انجام می شود.بافت سینه و غده های لنفاوی بررسی می شوند و نواحی مرتبطی مانند قلب ریه و قفسه سینه و شکم نیز معاینه می شوند.سابقه ی بیماریها و مصرف داروها بررسی می شوند و در صورتی که نیاز باشد بررسی های بیشتری نیز ممکن است انجام شوند.

ماموگرافی :
اگرتوده،کیست،بافت مشکوک یا غیر طبیعی در بافت سینه یافت شود ممکن است پزشک به شما ماموگرافی را توصیه کند.ممکن است با معاینه ی طبیعی نیز پزشک ماموگرافی را توصیه کند چون احتمال دارد بافت غیر طبیعی کوچک باشد و در معاینه مشخص نشود.اگرچه معمولا برای سنین بالای ۳۰ سال این روش توصیه می شود.

سونوگرافی:
پزشک با توجه به نتیجه ی معاینات از بررسیهای تکمیلی استفاده می کند.سونوگرافی بافت سینه معمولا برای افراد زیر ۳۰ سال استفاده می شود و ممکن است برای ارزیابی درد استفاده شود.

بیوپسی:
توده های مشکوک یا بافتهای غیر طبیعی ممکن است نیاز به نمونه برداری داشته یاشند.معمولا برای نمونه برداری به میزان کمی از بافت نیاز است که برای تشخیص به پاتولوژی فرستاده می شود.

درمان :
برای درمان باید علت زمینه ای ایجاد کننده برطرف شود.پوشیدن لباس زیر مناسبی که به بافتها فشار وارد نکند و حمایت کافی از بافت سینه ایجاد کند و تغییر روش جلوگیری از بارداری ایده ی مناسبی است. استفاده از ضد دردهای موضعی در ناحیه ی دردناک برای تسکین دردهای غیر دوره ای کمک کننده است.
اگر در دوران یائسگی هستید و هورمون درمانی برای شما انجام می شود ممکن است نیاز باشد که هورمون درمانی را متوقف کنید.در دردهای دوره ای شدید ممکن است پزشک با توجه به یافته های بالینی و آزمایشگاهی داروهایی مانند دانازول،بروموکریپتین،تاموکسیفن یا سایر داروها را برای شما تجویز کند.مصرف برخی مکملها مانند مکملهای حاوی گاما لینولئیک اسید و یا مکمل ویتامین Eبه برخی از افراد کمک کند.
منبع: seemorgh.com
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۲۵ توسط حسین روزبهانی |

اگر شما تاکنون ازدواج نکرده اید و یا در شرف آن قرار دارید ، مطمئناً به این مسئله فکر می کنید که مرد موفق و ایده آل باید چه خصوصیات اخلاقی باید داشته باشد؟
ما قصد داریم خصوصیات مهم یک شوهر خوب را برایتان در این مقاله به صورت خلاصه وار بیاوریم ، تا کسانی که به دنبال انتخاب بهترین گزینه برای آینده زندگی خود هستند ، راهنمایی کوچکی در اختیارشان قرار بگیرد.
بهترین خصوصیتی که می توان در یک مرد موفق به دنبالش گشت ، داشتن پشتکار در انجام کارهای زندگی و اقتصادی و در مرحله بعد توجه به خانواده و مدافع بودن از آن ها در برابر خطرهایی که احتمالاً ممکن است در طی سال های متمادی آنها را تهدید نماید.
جذابیت می تواند مرحله دوم انتخاب برای خانم ها باشد ، در حال حاضر می توان گفت اکثر آقایانی که اندام ورزشکاری و ورزیده دارند ، توجه خانم ها را به خودشان جلب می کنند.
یکی دیگر از خصلت های مردان موفق را می توان به ناامید نشدن در زندگی و شکست های پیرامون آن اشاره کرد ، این دسته از افراد به سادگی به کنار نمی روند و تلاش خود را برای رسیدن به اهداف شان ادامه می دهند.
خصوصیات اخلاقی مثبت دیگری که مردان موفق دارند ، این نکته که کسی نمی تواند آن ها را به تمسخر بگیرد و خود آنها توانایی خندیدن همراه دیگران را دارند.
تواضع از خصلت های دیگر مردان موفق بشمار می رود ، چنین افرادی حتی اگر به موفقیت های بزرگی دست یابند خود را گم نکرده و از خود بیخود نمی شوند.
یک مرد موفق همیشه به دنبال کسب علم و دانش فارغ از مدرک تحصیلی می باشد ، وی همیشه در رابطه با مسائل اجتماعی و اقتصادی در حال آموزش دیدن است.
یکی دیگر از خصوصیات مردان ایده آل سکوت آن ها می باشد که زیاد حرف نمی زنند اما، می توانند به راحتی دیگران را بخنداند و باعث شادی افراد اطراف خود شوند.
یک مرد ایده آل و موفق برای ازدواج اهداف زندگی خود را مشخص کرده است و برای رسیدن به آنها از هیچ تلاشی کوتاهی نخواهد نمود.
یک مرد موفق حتماً دارای سخاوت در زندگی خواهد بود و بخشندگی و کمک کردن به دیگران جزء همیشگی زندگی این فرد به شمار می رود.
یکی از مشخص ترین خصوصیات رفتاری مردان موفق اعتماد به نفس آن ها است ، این گونه افراد ، کمتر به حرف دیگران گوش می دهند و تنها تلاش می کنند از کسانی درس بگیرند که مطمئن به نوع تفکر و بینش آن ها بوده و نظرات این دسته افراد برایشان بسیار مهم است.
نوشته شده توسط کانیار
تلخیص از مجله ایران سان و مجله دلگرم
مآخذ: ransun .net – delgarm
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۲۲ توسط حسین روزبهانی |

سردبیر

محسن باقری

ما عاشق 'گیلان هستیم و برای گسترش زبان گیلکی و فرهنگ اصیل گیلانی بین مردم سراسر دنیا، از سال 1399، فعالیت خود را به‌طور جدی آغاز نمودیم و همواره برای افزایش یادگیری هم زبان های عزیزمان در سراسر دنیا، تلاش میکنیم

دسترسی سریع